المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )
403
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
خوف عارضى : هنوز به درجهء ثبوت و تحقق نرسيده . و گاهى ظهور پيدا كرده و منتفى مىشود ، و اين گونه از خوف هر گاه مورد مراقبت قرار گيرد ، مبدل به خوف ثابت خواهد شد . و رجاى ثابت و عاكف ، در دل انسان برقرار و راسخ است و اين صفت از رسوخ و ثبوت محبت و علاقه كشف مىكند ، و عكوف به معنى الزام در توقف و محتبس بودن در محلى است . و رجاى بادى و عارض ، كه گاهى ظهور و جلوه مىكند ، و ظهور اين رجا بتدريج موجب برقرارى و رسوخ حقيقت عجز و قصور و فقر گشته ، و صفت حيا و شرم را در مقابل عظمت و الطاف و رحمتهاى الهى ثابت مىكند . [ ( شرح ) ] خوف در مقابل امن است ، و انسان در هر موردى كه صد در صد امن و اطمينان ندارد خائف است ، و چون در ميان پروردگار متعال و بندگان او ارتباط و تعهدات و حقوقى هست ، لازم است اين حقوق و تعهدات صورت عمل و تحقق بگيرد ، و چون اين تعهدات كه به نام وظائف بندگى و احكام الهى ناميده مىشوند اجرا نگرديده ، و در انجام آنها از طرف بنده كوتاهى و تقصير و تسامح پيدا شد ، مفهوم امن و آرامش خاطر مبدل به وحشت و خوف و اضطراب خواهد شد . و براى خوف امورى چند در متن كتاب ذكر شده است . 1 - اطمينان پيدا نكردن به آنكه انجام زندگى و نتيجهء محاسبات در ساعت آخر چگونه خواهد شد ! و آيا صحيفهء اعمال به خير و مطلوبيت خاتمه پيدا خواهد كرد يا نه ؟ 2 - به دست نداشتن عمل يا وسيله اى كه صد در صد موجب تخلص و نجات بوده ، و به استناد آن مستحق نتيجهء مطلوب صد در صد قطعى باشد . 3 - قدرت نداشتن و عدم توانايى كامل كه بتواند در مورد گرفتارى و ناراحتى خود را نجات داده و خلاص كند ، و يا از خود دفاع نمايد . 4 - نبودن راه فرار و نداشتن قدرت گريز از چنگال ابتلاء و چون صفت خوف در دل سالك جايگزين گشت ، خود را ضعيف و محتاج و فقير و بيچاره ديده ، و چاره اى بجز از توسل به صفت رجا و اميد از فضل و كرم نامتناهى پروردگار متعال نخواهد انديشيد ، و مخصوصا اينكه سوابق الطاف و نعمتها و رحمتهاى الهى را به نظر آورده ، مشمول فضل و كرم بىپايان او را در همه حال ديده باشد . پس خوف ثابت قهرا انسان را به رجاء صحيح خواهد رسانيد . و چون رجا در حقيقت موجب تحكيم ارتباط و تشديد حسن ظن و توجه به عطوفت و لطف و رحمت است ، قهرا